من آمدم به خانه ات ،مادر کجایی تو؟
می بوسم آستانه ات ، مادر کجایی تو؟
دروازه سخت بسته و در حولی* از چه نه!
آن دلگشا نشانه ات ، مادر کجایی تو؟
از غربت جدایی ها چون جوجه آمدم
مشتاق آب و دانه ات ، مادر کجایی تو؟
دیشب به باغ گلفشان در خواب من ، پدر
دستش به روی شانه ات ،مادر کجایی تو؟
آوه ، چه سخت بودهاست بیمادری ، بیا
با قصه و فسانهات ، مادر کجایی تو؟
بی تو غریب و بیکس و آواره می میرم!
با یاد آشیانهات ، مادر کجایی تو؟
معانی* حولی:حیاط خانه
+ نوشته شده توسط سيدعيسي خانكشي زاده در یکشنبه یکم اردیبهشت ۱۳۹۲ و ساعت
21:11 |
